آواز نرم حزین


یادداشتهایی درباره موسیقی -حبیب الماسیان

روزهای بی نغمه : در کجای این ملال آباد، من سرودم را کنم فریاد

به بهانه لغو پی در پی کنسرتهای موسیقی استاد حسین علیزاده، استاد غلامعلی پورعطایی و هنرمند نامور، آرش کامور در نیشابور / به قلم حجت‌حسن ناظر


«ز نغمه تا خدا یک گوشه راه است / بر این حرف بلندم نی گواه است.» صایب تبریزی

ای همه آنان که نامهربانید با هنر در خاک هنرزاد نشابور، مگر نه این که عالی‌ترین مقام هنر آفرینشگری آن است و بزرگ آفرینشگرِ هنرمندِ هستی خداست. یادتان باشد تازیانه بر دریا زدن نه درخور مردان است.

آیا صدای دلنواز چکاوکان و بلبلان خوش‌نوا را می توان حذف نمود؟

بهتر است تاریخ بخوانیم تا به تکرار تاریخ برنخیزیم. فدریکو گارسیا لورکا نمایشنامه‌نویس و شاعر شهیر و شهید اسپانیا می‌گوید: 
«سرزمینی که به هنر خویش یاری نرساند اگر نمرده است بی‌گمان سخت، سخت بیمار است.»

با هنرمندان این دردانه‌های خدا قهرآمیز بودن نه بایسته است...

در زمانه‌ای که عده‌ای نان شب از زباله‌دانی‌ها بر می‌چینند و گروهی در زیر سندان فقر به فروش کلیه و گاهی فروش خون خود به درد رضا می دهند، اعتیاد این هولناک‌ترین بلای بی‌رقیب  جوانان، دانشجویان و حتی نوجوانان و بسیاری از شهروندان را به مسلخ می‌کشاند و چه بسیار مردان شریف شب با دستانی خالی دیر هنگام به خانه بر می‌گردند تا فرزندانشان به خواب باشند و چهره شرمسارشان را نبینند. در این شرایط که کسی شاید نباشد که نداند چه‌سان نان - طبیعی‌ترین حق مسلم آدمیان – چه سهمگین فراچنگ می‌آید و آدمی چه تلخ به سایه نشسته و دستان خالی‌اش را به نظاره می‌گرید، در این میان چند هنرمند سینه‌سوخته که به مثابه و مصداق این شعر: 
«بار غم جماعتی خسته به دوش می‌کشی / ای که مباد خستگی بر تن بردبارها.»

آستین افشانده، میوه و محصول عمری استخوان خرد کردن در بی‌تشویق‌ترین روزگاران را هدیه مردمی خسته، تشنه، نومید و هنردوست می‌نمایند.

به جای هرگونه تقدیر، میدان‌گشایی و ارج‌بخشی، دیوار گستری آیا جوابی قانع کننده برای آیندگان هست؟ آنان که نمی‌دانند بدانند هنرمندان آمده‌اند که بمانند آن‌سان که پس از بیش از ده قرن حکیم توس ماند، زنده‌تر، بالنده ‌تر، پویاتر و اعصارپیماتر. و اما بسیاری می‌آیند و می‌روند بی که آمده باشند و رفته نیز.

مزینانی شمع‌پوش گفت: «آدمیان سه گونه اند: یک دسته آنان که وقتی هستند، هستند و وقتی نیستند، نیستند. دسته دوم آنان که وقتی نیستند، نیستند و وقتی هستند هم نیستند و اما دسته سوم آنانی هستند که حتی وقتی نیستند بیشتر هستند.»

اینان هنرمندان خاطره‌انگیز، فراموش‌نشدنی و الهام‌بخش همه روزگارانند. اگر در این شهر هنرمندان قدر نادیده و وارسته بر جایگاه حقیقی خود در اهتزاز نیستند چه باک هنرمندانی بر این خاک می‌زیند و زیسته‌اند که هر کدام فخر سرزمینی را کفایتند. راقم و نگارنده این یادداشت به احترام عرق‌ریزی‌های توامان جسم و روح این هنرریزان کلاه از سر بر می‌دارد و در پیشگاه هنر آرمانی‌شان زانو زده و دستان فرداسازشان را همراه سازشان هزاران بوسه می‌بخشد.

«هنرآموز کز هنرمندی / در گشایی کنی نه دربندی.» نظامی

   + حبیب الماسیان - ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٢٠