آواز نرم حزین


یادداشتهایی درباره موسیقی -حبیب الماسیان

نگاه هنرمند- ما هیچ , ما نگاه

نگاه هنرمند

ما هیچ , ما نگاه

                                     سهراب سپهری

حضور و نقش هنرمند در جامعه  یکی از بحث های اصلی و تاثیر گزار در عرصه اجتماعی است و هنرمندی که با چنین شناخت ژرفی وارد عرصه می شود و گفته خود را به مخاطب عرضه می کند آنوقت نگاه ها به سوی او باز می گردد و پیامش دریافت می شود, و اندیشه اش در جامعه تاثیر می گذارد.

 اساتید ما همواره  به  سه واژه کلیدی و به تعبیر نگارنده به یک  مثلث مخاطب محور که شامل مکان , زمان و یاران می شود تاکید داشتند و همیشه توصیه می کردند که مخاطب خود را باید شناخت و به نیاز و حس و تفکر او توجه کرد  .

اگر به عنوان مثال از سه خواننده مطرح موسیقی به عنوان نمونه یاد کنیم . با کمی دقت در نحوه  ارائه آثار و جذب مخاطب  و انتخاب اشعار و لحن ,  می توانیم به نوع نگرش و نگاه آنان به موسیقی  و فضای حاکم بر آن پی ببریم .

هنرمندی که بدون توجه به جریانات فکری و تحولات اجتماعی  فعالیت کند , دیری نمی گذرد که دیگر مخاطبی در جامعه ندارد ودر نتیجه  به خودی خود طرد می  شود.  

چند شب پیش شاهد اجرای موسیقی  در مراسم بزرگداشت  روز معلم توسط هنرمندان  جوانی بودم. (قصد نام بردن  و حتی نوع موسیقی را  ندارم ) . سرپرست این گروه  بقدری غافل از مخاطب خود بود که حتی  صدای ملج و پلوچ  حضار و  سر و صدای جابجایی بشقاب هایی که در میزهای پذیرایی شنیده می شد گوش و طبع حساس او را به خود جلب نکرده بود. افتضاحی بود که مخاطب بیچاره هم در آن چندان نقشی نداشت . چرا که پس از سخنرانی های بسیار طولانی و برنامه های خسته کننده  وقتی قصد  تناول  ضیافت شام را داشت , تازه این گروه قصد هنرنمای را داشتند.

تجسم این فضا چندان دور از ذهن نیست و سوال من اینجاست که آیا چرا این گروه موسیقی که اتفاقا  کار نسبتا قابل قبولی را هم ارائه دادند از مکان , زمان و یاران (مخاطبان ) خود غافل بودند و به خود و هنرشان چنین بی حرمتی کردند .

 استاد بزرگوار شفیعی کدکنی در کتاب ادوار شعر موسیقی (5-134) به زیبایی تمام به  رمز ماندگاری یک هنرمند در ارائه یک شعر موفق اشاره می کند . به نظر من این دیدگاه دقیقا درباره موسیقی هم قابل تعمیم است .  ایشان داشتن پشتوانه فرهنگی , گستردگی در جامعه , زیبایی های هنری و فنی و زمینه انسانی و بشری را  به عنوان چهار بعدی که باعث برقراری اعتدال و تناسب می شوند , نام برده اند و شاعرانی چون خیام , مولوی و حافظ را به عنوان شاعران چهار بعدی  خطاب می کنند.

مثلا شاعری مانند خاقانی به میان مردم راه نیافته است و یا اشرف بالعکس, اما پشتوانه فرهنگی خاقانی عظیم بوده و در بحث خط عمقی (زمینه انسانی عواطف) توجه کنیم می توانیم جلال الدین مولوی را در این مرکز قرار دهیم که  از عالی ترین حد عمق عواطف انسانی و بشری برخوردار است .

به نظر نگارنده  رمز ماندگاری و شهرت استاد شجریان در قرار گرفتن در این چهار بعد است و قطعا هوشیاری و هوشمندی او در درک مقتضیات زمان و توجه به مخاطب و برخورداری از پشتوانه عظیم فرهنگی که بواسطه تلمذ در محضر بزرگان موسیقی در آن مقطع زمانی حاصل شده است . باعث شده است که چنین جایگاهی در عرصه هنری , اجتماعی  بدست آورد. 

هنرمندان همواره نگاه جامعه را به انسان و جهان تغییر داده اند  و پیوند موسیقی با ادبیات که خود نوعی تجسم نیاز اجتماعی است باعث تاثیرگذاری در اذهان جامعه شده است .

هنرمندان با توجه به همین طرز تلقی و نگاه قادرند در جامعه تاثیر گزار باشند  و در اندیشه ها نفوذ کنند.

 آری ! ما هیچ ما نگاه

حبیب الماسیان

Almasian.persianblog.ir

Almasian.h@gmail.com

   + حبیب الماسیان - ٧:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۱۸