آواز نرم حزین


یادداشتهایی درباره موسیقی -حبیب الماسیان

آواز و آوازخوانی و تعبیرات آن در دیوان حافظ

 

 

آواز: (اِ) آوا. صوت . (صراح ). بانگ:


از میکده آواز بر آمد که عراقی درباز تو خود را که در میکده باز است  (عراقی 153)

آواز خوش از کام ودهان و لب شیرین گر نغمه کند ور نکند دل بفریبد
ور پرده ٔ عشاق و صفاهان و حجاز است از حنجره ٔ مطرب مکروه نزیبد. سعدی

آواز بر آوردن: با بانگ بلند آواز خواندن:

غزل سرایی ِ ناهید ، صرفه یی نبرد،

درآن مقام ، که حافظ ، بر آورد آواز11/254

با آن که زهره ،خداوندگار شعر و موسیقی و آوازخوانی است ،در جایی که من به آوازخوانی و نغمه سرایی و غزل سازی بپردازم

،کارش بی رونق است و نمی تواند به خوبی من ،آوازه خوانی و شاعری و نغمه سرایی کند.

 

 

آواز حزین: آ حزین:در لغت به معنی اندوهگین است ولی در شعر حافظ به قول آقای جاوید :گویی "حزین " به معنی "خوش" ،آوازی است که ریشه در غم و درد دارد ،اما شنونده را شاد می کند به معنی نرم و خوش و دلنشین است .(جاوید 319):

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست


و این معنی ،پیش از حافظ در آثار دیگران هم آمده است :

فضای صحرا چون لعبتان باده گسار نوای مرغ چو آواز مطربان حزین ( قطران تبریزی)


تا به هر گوش دلانگیز و دلاویز بود غزل نغز و سماع خوش و آواز حزین ( فرخی)


چه خوش باشد آهنگ نرم حزین   به گوش حریفان مست صبوح (سعدی)

 

آواز ِ حزین‌: با بانگ‌ نرم‌ و خوش‌ و دلنشین‌، سخن‌ گفتن‌ و خواندن‌ نرم‌ و لطیف‌ (رک‌. حافظ‌ جاوید، ص‌ 317، چاپ‌ اوّل‌) .

سر ،فراگوش ِ ‌ من‌ ، آورد و ، به‌ آواز ِ حزین‌

گفت‌ کای‌ عاشق‌ ِ دیرینه ی ِ من! خوابت‌ هست‌؟!3/

برای مطالعه ادامه مطلب به این لینک  مراجعه کنید :

آواز و آوازخوانی و تعبیرات آن در دیوان حافظ؛ از لغت‌نامه‌ی در دست تألیف دیوان حافظ توسط دکتر منصور رستگار فسایی

   + حبیب الماسیان - ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱۱